خبر » آب و فاضلاب
تشريح خشكسالي | 18 ارديبهشت 1387 ساعت 13:02 | |
| |
|   |
| |
تا كنون تعاريف بسيار زيادي از خشكسالي شده است. اما هر كدام از اين تعاريف ديدگاه خاصي را مد نظر داشته اند به هر حال عدم وجود يك تعريف جامع ودقيق از خشكسالي ومتفاوت بودن معني آن از ديدگاه هاي مختلف مانع از درك مفهوم خشكسالي شده است. از بين تعاريف خشكسالي تعريفي كه مقبول تر ومنطقي تر نيز مي باشد، عبارت است از اينكه خشكسالي را مي توان معلول يك دوره شرايط خشك غيرعادي دانست كه به اندازه كافي دوام داشته باشد تا عدم تعادل در وضعيت هيدرولوژي يك ناحيه ايجاد شود.
در دهه هاي اخير در بين حوادث طبيعي كه جمعيت هاي انساني را تحت تأثير قرار داده اند تعداد فراواني پديده خشكسالي از نظر درجه شدت ،طول مدت، مجموع فضاي تحت پوشش ،تلفات جاني ، خسارات اقتصادي واثرات اجتماعي دراز مدت در جامعه، بيشتر از ساير بلاياي طبيعي بوده است. همچنين تمايز اين پديده با ساير بلاياي طبيعي در اين است كه برخلاف ساير بلايا اين پديده بتدريج ودر يك دوره زماني نسبتاً طولاني عمل كرده واثرات آن ممكن است پس از چند سال وبا تأخير بيشتري نسبت به ساير حوادث طبيعي ظاهر شود. بنابراين چون تعيين دقيق زمان شروع آن كار مشكلي است تا حدودي آنرا يك پديده و بليه خزنده مي دانند از سويي چون خشكسالي برخلاف ساير بلاياي طبيعي كمتر منجر به خسارات ساختاري مي شود، كمك رساني در هنگام وقوع اين پديده در مقايسه با ساير پديده ها مثل سيل پيچيده تر و مشكل تر مي باشد.
تعريف خشكسالي از ديدگاه هاي مختلف
1-ديدگاه هواشناسي :
هواشناسان خشكسالي را بارش كمتر از حد معمول كه منجر به تغيير الگوي آب وهوايي مي گردد، تعريف كرده اند. بنابراين خشكسالي از نظر هواشناسي اساساً به حالتي از خشكي ناشي از كمبود بارندگي اطلاق ميشود.
اهميت ديدگاه هواشناسي در اين است كه اندازه گيري هاي هواشناسي اولين نشانه بروز خشكسالي مي باشد.
2- ديدگاه اقليم شناسي:
ازديدگاه اقليم شناسان خشكسالي يك پديده طبيعي است كه در اثر تغييرات الگوهاي آب وهوايي ناشي از كاهش نزولات جوي كمتر از حد معمول خود به خود به وجود مي آيد و ادامه آن موجب عدم تعادل اكولوژيكي و هيدرولوژيكي مي شود. اين از نظر اقليم شناسي خشكسالي قابل تعيين است به طوري كه در اين روش درجه خشكسالي وترسالي تعيين مي گردد.
3-ديدگاه هيدرولوژيكي:
از ديدگاه هيدرولوژيست ها خشكسالي زماني اتفاق مي افتد كه سطح تراز ذخاير آبهاي سطحي و زير زميني از حد معمول خود پايين تر باشد.خشكسالي هيدرولوژيك اغلب در عرض هاي مياني بر اثر كمبود و فقدان بارش زمستاني اتفاق مي افتد. علاوه بر بارش فاكتورهاي اقليمي ديگرمانند دماهاي بالا، بادهاي قوي و رطوبت نسبي كم نيز به طور قابل ملاحظه اي بر روي خشكسالي هيدرولوژيك تاًثير دارند.
در ديدگاه هيدرولوژيك اندازه گيري ميزان آبهاي جاري، رودخانه ها، درياچه ها و آب هاي زيرزميني معيارخشكسالي ميباشد و يك زمان پايه بين فقدان بارندگي وكم شدن آبهاي جاري ورودخانه ها وآب درياچه ها وآبهاي زيرزميني وجود دارد.
4- ديدگاه كشاورزي:
از ديدگاه كشاورزي زماني كه رطوبت خاك از نياز واقعي محصول كمتر باشد و منجر به خسارت در محصول شود خشكسالي اتفاق افتاده است.
چون در محاسبه نياز آبي گياهان مشخص شده كه نيازآبي آنها باهم متفاوت است، بنابراين مفهوم خشكسالي از ديدگاه كشاورزي براي محصولات مختلف يكسان نمي باشد. از ديدگاه كشاورزي درجه خشكسالي به روش پنمن مانتيث وروش باران مؤثرانجام مي شود. همچنين روش پنمن مانتيث از طرف FAO به عنوان بهترين روش براي تعيين درجه خشكسالي كشاورزي معرفي شده است.
خشكسالي كشاورزي معمولاً بعد از خشكسالي هواشناسي وقبل از خشكسالي هيدرولوژيك اتفاق مي افتد وكشاورزي معمولاً اولين بخش اقتصادي است كه تحت تأثير خشكسالي قرار ميگرد.
5-ديدگاه اجتماعي و اقتصادي:
از ديدگاه اجتماعي و اقتصادي خشكسالي يعني زماني كه كمبودآب براي نيازهاي بشر موجب نابهنجاريهاي اجتماعي و اقتصادي شود.
به منظور به حداقل رساندن خشكسالي واضح است كه انتقال مديريت بحران به مديريت ريسك امري اجتناب ناپذير است و نظارت و ارزيابي خشكسالي از ضروريات است و براي نظارت و ارزيابي خشكسالي نيز شاخص هاي خشكسالي ازاهميت بخصوصي برخوردار مي باشد.
شاخصهاي خشكسالي:
شاخصهاي خشكسالي از داده هاي كوتاه مدت بارش، برف، روانآب و ديگر شاخصهاي ذخاير آبي براي تبديل شدن به يك نمونه بزرگ قابل فهم ساخته شده اند .
شاخصهاي خشكسالي به منظور استفاده بيشتر از داده هاي خام جهت قابل فهم بودن آنها وهمچنين ايجاد قدرت تصميم گيري براي طراحان و برنامه ريزان معمولاً تنها به صورت يك عدد بيان مي شوند.
شده است.
كه داراي سرزمين هاي كوهستاني و در نتيجه ميكروكليماي ناحيه اي پيچيده اي هستند متوجه شده اند كه اگر ارزش وارقام ناشي از شاخص پالمر را تواًم با ديگر شاخصها مانند شاخص ذخيره آب سطحي به كار ببرند نتيجه بهتر و مفيدتري خواهند گرفت.
انواع شاخص هاي خشكسالي موجود:
1- شاخص شدت خشکسالی پالمر PDSI:Palmer Drought Severty Index
اين شاخص در سال 1965 توسط palmer ابداع شد و مفهوم اساسي آن بر اساس دما و بارش وهمچنين رطوبت خاك استوار مي باشد. اين شاخص در مقياس زماني ماهيانه به كار مي رود و فاكتور هاي اساسي مورد نياز جهت محا سبه اين شاخص شامل دما،بارش،رطوبت خاك و تبخيروتعرق طي محا سبه فرمولهاي فراوان و نسبتاً پيچيده مي باشد.
2- شاخص ذخیره آب سطحی SWSI: Surface Water Supply Index
اين شاخص در سال 1982 توسطShafer وdezman ارائه شد.و مفهوم اصلي آن همان مفهوم شاخص پالمر است با اين تفاوت كه در اين شاخص ذخيره آب موجود در برف مورد توجه و تاًكيد قرار گرفته شده است. اين شاخص نيز براي مقياس زماني ماهيانه به كار مي رود و فاكتورهاي اساسي هواشناسي و اقليمي مورد استفاده آن بارش و پوشش برف ميباشد.
3- شاخص درصدي از نرمال PN : Percent of Normal
اين شاخص در سال 1994 توسط Willeke وهمكارانش ارائه شد و مفهوم اساسي آن تقسيم بارش واقعي بر بارش نرمال مي باشد و تنها فاكتور مورد نياز جهت محا سبه آن بارش ميباشد وهمچنين در مقياس زماني ماهيانه به كار برده مي شود.
4- شاخص دهكهاDeciles.
اين شاخص در سال 1967 توسطGibbs و Maher ارائه شد .اين شاخص اساساًاز تقسيم توزيع احتمال وقوع آمار ثبت شده درازمدت بارش بر بخشي از هريك از ده درصد توزيع به دست مي آيد .تنها فاكتورمؤثر در محاسبه اين شاخص بارش مي باشد و مقياس زماني مورد استفاده دراين شاخص نيز مقياس ماهيانه مي باشد .
5- شاخص بارش استاندارد SPI:Standardized Percipitation Index
اين شاخص در سال 1995 توسط Mckee و همكارانش ارائه شد .اين شاخص بر اساس تفاوت بارش از ميانگين براي يك مقياس زماني مشخص و سپس تقسيم آن بر انحراف معيار به دست مي آيد وتنها فاكتور مؤثر در محاسبه اين شاخص عنصر بارندگي مي باشد .اين شاخص را مي توان در مقياسهاي زماني 3-6-12-24و48 ماهه محاسبه كرد.
6-شاخص رطوبت محصول(CMI):Crop Moisture Index
اين شاخص در سال 1968 توسط palmer ابداع شد .مفهوم اين شاخص براساس ميانگين دما ومجموع بارش هر هفته در يك تقسيم اقليمي نسبت به مقادير CMI هفته قبل استوار است وبا توجه به زمان ومكان داراي ضرائب وزني ميباشد.فاكتورهاي اساسي مورد استفاده در اين شاخص دما وبارش مي باشد ودر مقياس زماني هفتگي به كار مي رود.
7-شاخص خشکسالی رطوبت خاک SMDI:Soil Moisture Drouyht Index
اين شاخص در سال 1994 توسط Hollinyer وهمكارانش ارائه شد. اين شاخص برمبناي مجموع رطوبت خاك بطور روزانه براي يك سال استوار است وتنها فاكتور اقليمي مورد استفاده در اين شاخص رطوبت خاك ميباشد.اين شاخص در مقياسهاي سالانه به كار مي رود.
8-شاخص خشكسالي محصول-ويژه(CSDI): Crop Specific Drought Index
اين شاخص در سال 1993 توسط Meyer وهمكارانش ارائه شد سپس در سال 1995 مجدداً توسط Meyer و Hubbard اصلاح شد.اين شاخص پس از شاخص رطوبت محصول (CMI) ارائه شد.مفهوم اساسي اين شاخص ،مجموع ارقام محاسبه شده تبخير وتعرق وتقسيم آن برتبخير وتعرقي كه ممكن است در طول دوره رشد يك محصول ويژه اتفاق افتاده باشد.مهمترين فاكتور اقليمي كه در اين شاخص بكار مي رود تبخير وتعرق مي باشد و در مقياس زماني فصلي از اين شاخص استفاده مي شود.
9-شاخص بارش سراسري یاکلی (RI): National Rain Fall Index
اين شاخص در سال 1994 توسط Gommes و Petrassi عرضه شد .اين شاخص بر اساس الگوها ونابهنجاريهاي بارش در يك مقياس قاره اي استوارمي باشدوتنها فاكتور مؤثر در آن بارش مي باشد ودر دو مقياس زماني سال وقرن بكار برده ميشود.
10-شاخص نابهنجاري یا بی نظمی بارش((RAI:Rain Fall AnomalyIndex
اين شاخص در سال 1965 توسط Rooy عرضه شد .اين شاخص براساس محاسبه بارش مقايسه شده با ارقام تصادفي از3- تا 3+ بدست مي آيد بطوري كه به بي نظمي هاي بارش 10 كرانه اختصاص داده شده است .تنها عامل مؤثر در محاسبه اين شاخص ،بارش مي باشد .در ضمن اين شاخص در دو مقياس زماني ماهانه وسالانه بكار برده ميشود.
11-شاخص خشکسالی احیائی(RDI):Reclamination Drought Index
اين شاخص در سال 1996 توسط Weyhorst ارائه شد. اين شاخص شبيه به شاخص ذخيره آب سطحي مي باشد وبراساس فاكتورهاي اقليمي وهواشناسي ،سطح آب رودخانه ،بارش برف، جريانات سطحي ،ذخائر آب وهمچنين دما محاسبه مي شود ودر مقياس زماني ماهانه بكار ميرود
12-شاخص بارش مؤثر((ERI: Effective Rain Fall Index
اين شاخص در سال 1999 توسط Wilhit وbyun بعنوان جديدترين شاخص خشكسالي در سالهاي اخير ارائه گرديد واين شاخص براساس تحليل هاي كمي از بارش مؤثر روزانه استوار است بنابراين تنها عامل مؤثر در آن بارش بوده ومقياس زماني آن روزانه مي باشد.
بررسي چند شاخص خشكسالي مهم همراه با مزايا ومعايب آنها:
1-شاخص درصدي از نرمال :
شاخص درصدي از نرمال شاخصي است كه بيشتر براي درك عموم مردم جامعه استفاده مي شود.اين شاخص يكي از ساده ترين روشهاي اندازه گيري بارش براي يك منطقه مي باشد وبه پيشنهاد مهندسين كونتا در ايران ساده ترين ومؤثرترين روش آگاهي از وضع خشكسالي تعيين درصد بارندگي نسبت به نرمال بصورت هفتگي وماهانه معرفي شده است.
بارش نرمال بوسيله تقسيم بارش واقعي به بارش نرمال ،ضرب در 100 محاسبه ميشود ومعمولاًدر مقياسهاي زماني ماهانه مثلاً از يك تا چندماه كه معرف يك فصل ويژه است ويا مقياسهاي ماهانه كه معرف يكسال يا يكسال آبي متغيير است بكار مي رود بعلاوه بارش نرمال براي يك منطقه خاص 100% فرض شده است.
يكي از نقاط ضعف استفاده از بارش نرمال آن است كه متوسط يا ميانگين بارش با ميانه يكي نيستند وارزش آن 50% از بارش اتفاق افتاده در گزارشات اقليمي اتفاق افتاده انحراف دارد.دليل اين امر آن است كه بارش در مقياسهاي ماهانه وسالانه توزيع نرمالي نداردو استفاده از درصد بارش نرمال در جائي به توزيع نرمال بطور ضمني شباهت دارد كه ميانه وميانگين يكسان فرض شده باشند.
2-شاخص بارش استاندارد:
شاخص بارش استاندارد شاخصي است كه بر اساس احتمال بارش براي مقياسهاي زماني متفاوت به كار برده مي شود همچنين رخداد شرايط خشكسالي را قبل از وقوع پيش بيني مي كند و به تخمين شدت خشكسالي كمك كرده و نسبت به شاخص پالمر از پيچيدگي كمتري بر خوردار ميباشد. به علاوه بسياري از برنامه ريزان و تصميم گيرندگان و طراحان خشكسالي چند منظوره بودن شاخص بارش استاندارد را درك كرده و به اهميت فوق العاده آن پي برده اند از سويي به اين امر نيز آگاهي دارند كه در اين شاخص مقادير و ارزشها بر داده هاي اوليه اي كه ممكن است تغيير كنند استوار ميباشند وآن را يكي از نكات ضعف اين شاخص در نظر دارند.
محاسبه شاخص بارش استاندارد شده براي هر منطقه بر اساس ثبت داده هاي بارش در بلند مدت براي يك دوره دلخواه استوار ميباشد اين گزارشات (بارش)در بلند مدت با يك توزيع احتمال متناسب شده اند ، بنابراين متوسط بارش استاندارد شده براي هر منطقه و براي هر دوره دلخواهي صفر و انحراف معيار آن يك ميباشد.
(ادوارد و مكي 1997 )
ارقام مثبت شاخص بارش استاندارد معرف بهتري نسبت به ميانگين بارش مي باشد در حالي كه مقادير منفي اين شاخص معرف پايين تري نسبت به ميانگين بارش مي باشند .چون شاخص بارش استاندارد شده رقومي شده است يعني به صورت عدد درآمده بنابراين مي تواند به روش يكساني معرف اقليمهاي خشك و مرطوب باشد همچنين مي توان دوره هاي مرطوب را نيز از طريق اين شاخص نشان داد .
3- شاخص شدت خشكسالي پالمر:
شاخص پالمر يك الگوريتم رطوبتي خاك است كه براي مناطق نسبتاً همگن محاسبه شده است اين شاخص يكي از پيچيده ترين وبهترين سيستمهاي هشداردهنده وپيش آگاهي خشكسالي مي باشد.اين شاخص اولين شاخص جامع خشكسالي مي باشد ويكي از روشهاي بسيار مؤثر در تعيين خشكسالي بلندمدت (چندماهه) ميباشد اما در تعيين خشكسالي كوتاه مدت مثلاً د رمقياس هفتگي مناسب نميباشد.
اين شاخص بطور وسيعي براي كشاورزي كاربرد دارد اما بايد خاطر نشان كرد كه صرفاً براي كشاورزي ارائه نشده است بطوري كه مثلاًشاخص رطوبت محصول كه براي آگاهي از وضعيت خشكسالي مورد
استفاده قرار مي گيرد تنها مخصوص كشاورزي است اما شاخص پالمر دامنه بسيار وسيعي دارد كه كشاورزي از جمله آنها مي باشد.
مقادير شاخص پالمر تقريباً بين 6- تا 6+ متغيير مي باشد.شاخص پالمر نوعاًبر اساس داده هاي ماهيانه محاسبه شده است .
بعلاوه ارقام هفتگي شاخص پالمر براي تقسمات اقليمي رشدفصلي نيز محاسبه شده كه در بولتنهاي محصولات كشاورزي وآب وهواي هفتگي (امريكا)قابل دسترسي مي باشند.همچنين نقشه هاي هفتگي شاخص پالمر از طريق شبكه اينترنت قابل دسترسي مي باشد.
اين شاخص مؤثرترين شاخص اندازه گيري براي شرايط رطوبت خاك بعنوان مثال در كشاورزي مي باشد.به علاوه اين شاخص به عنوان ابزاري جهت نشان دادن خشكسالي مفيد مي باشد.
در سال 1984 Alley سه خصوصيت مثبت از شاخص پالمر را كه موجب محبوبيت آن شده است را بيان كرد كه عبارتند از:
1-شاخص پالمر قدرت تصميم گيري برنامه ريزان را با توجه به سنجش واندازه گيري نابهنجاريهاي اقليمي در يك ناحيه تأمين مي كند.
2-شاخص پالمر فرصتي را جهت شناختن شرايط مكاني در يك چشم انداز تاريخ فراهم ميكند.
3-شاخص پالمر يك تصويرمكاني وزماني از خشكسالي هاي تاريخي را فراهم مي كند.
4-شاخص ذخيره آبي سطحي(SWSI) :
شاخص ذخيره آب سطحي توسط shafer و Dezman در سال 1982 به منظور تكميل شاخص پالمر در منطقه Colorado امريكا طراحي شده است زيرا در اين منطقه برف متراكمي كه بر روي كوهها قراردارد يك عنصر اساسي در ذخيره آب سطحي به حساب مي آيد بنابراين اين شاخص براي حوزه آبريز مدنظر براساس شدت برف-آب جاري-بارش وذخيره مخازن محاسبه مي شود.
هدف شاخص ذخيره آب سطحي اين بود كه خصوصيات هيدرولوژي واقليمي را ضميمه هم كند وآنرا به يك شاخص واحد مشابه به ارزشها ومقادير شاخص پالمر در رودخانه هاي مهم در حوضه Colorado كند.اين ارقام با توجه به مقايسه بين حوضه ها استاندارد شده اند.
چهار ورودي براي شاخص ذخيره آب سطحي مورد نياز مي باشند كه عبارتند از:پوشش برف،ريزش برف، ريزش باران ومنابع ديگر ذخيره آب.چون اين شاخص به فصل وابسته است شاخص ذخيره آب سطحي
تنها با پوشش برف وريزش باران ومنابع ديگر ذخيره در زمستان محاسبه مي شود در طول ماههاي تابستان جريانات آب سطحي جايگزين پوشش برف مي شود كه يكي از محدوديتهاي عادي شاخص ذخيره آب سطحي است.
روش تعيين شاخص ذخيره آب سطحي براي يك حوزه ويژه بصورت زير ميباشد:
در تمام ايستگاههاي يك حوزه بارش ومنابع وذخائر وپوشش برف وجريانات سطحي بصورت داده هاي ماهيانه جمع آوري مي شوند سپس هر بخش جمع آوري شده با استفاده از تجزيه وتحليل مجموع فراواني ها بصورت مجموعه اي از داده هاي بلندمدت نرمال مي شوند.پس احتمال هرگونه خطا براي هر بخشي با استفاده از تجزيه وتحليل فراواني ها تعيين مي شود واين امر امكان مقايسه احتمالات بين بخشهاي مختلف را فراهم مي كند .به هر بخش يك ارزش نسبت داده مي شود كه براساس توزيع آب سطحي در محدوده آن ميباشد سپس ارزش عام بخشها را به منظور تعيين ارزش شاخص ذخيره آب بعنوان معرفي براي سراسر يك حوضه جمع آوري كرده اند.شاخص ذخيره آب سطحي بر روي صفر متمركز شده وداراي دامنه اي بين 2/4-تا 2/4+ مي باشد.
5-شاخص رطوبت محصول(CMI):
شاخص رطوبت محصول از يك نگرش هواشناسي به منظور نشان دادن شرايط كشت هفته به هفته محصولات كشاورزي ناشي مي شود.اين روش توسط پالمر در سال 1968 از طريق همان روال محاسبه شده در PDSI توسعه پيداكرد.با وجودي كه شاخص PDSI دورههاي خشكسالي ودوره هاي ترسالي را نشان مي داد شاخص CMI براي ارزيابي شرايط رطوبت در كوتاه مدت در نواحي عمده توليد محصول طراحي شده بود اين شاخص مبتني بر درجه حرارت متوسط ومجموع بارندگي براي هرهفته در محدوده يك منطقه ميباشد .شاخص CMI سريعاًنسبت به تغيير شرايط واكنش نشان ميدهد.اين شاخص با توجه به زمان ومكان ارزيابي ميشود بنابراين نقشه هائي كه بطور متداول CMI هفتگي را در سطح ايالت متحده نشان ميدهند، ميتوانند به منظور مقايسه شرايط رطوبت در مناطق مختلف مورد استفاده قرار گيرند.
چون شاخص CMI براي نشان دادن شرايط رطوبت مؤثر در رشد محصولات در كوتاه مدت طراحي شده است بنابراين ابزار خوبي براي نشان دادن خشكسالي در بلند مدت نيست از طرفي بعلت اينكهCMI هانسبت به تغييرات كوتاه مدت شرايط واكنش نشان مي دهند ممكن است اطلاعات گمراه كننده اي در باره شرايط بلندمدت در دسترس قراردهند براي مثال يك بارندگي مفيد در طول يك دوره
خشكسالي ممكن است مقادير CMI رابراي نشان دادن شرايط رطوبت به اندازه كافي در نظربگيرد در حالي كه خشكسالي بلندمدت در آن منطقه ادامه داشته باشد.
خصوصيت ديگر شاخص رطوبت محصول كه استفاده آنرا به عنوان ابزاري براي نشان دادن خشكسالي بلندمدت محدود ميكند اين است كه شاخص رطوبت محصول معمولاً در فصل رشد نزديك صفر شروع ميشود وخاتمه مي يابد .اين محدوديتها مانع از استفاده از شاخص رطوبت محصول براي نشان دادن شرايط رطوبت در خارج از رشد فصلي عمومي ميشود بخصوص در خشكساليهائي كه چندين سال تداوم دارند.شاخص CMI در طول رشد دانه ها در شروع فصل رشد محصولات بخصوصي مناسب باشد.
شاخص رطوبت محصول ذخيره رطوبت را در كوتاه مدت در سطح نواحي عمده توليدات محصولات كشاورزي نشان ميدهد وبراي ارزيابي خشكسالي بلندمدت كاربردي ندارد از سوئي اين شاخص خشكسالي بالقوه كشاورزي را شناسائي ميكند.
6-شاخص خشكسالي احيائي:
شاخص خشكسالي احيائي اخيراً بعنوان ابزاري در جهت تعيين شدت خشكسالي وطول دوره آن ونشان دادن آغاز وپايان دوره خشكسالي توسعه پيدا كرده است انگيزه ابداع اين شاخص در امريكا بخاطر دادن كمكهاي مالي به ايالتهائي بود كه دچار خشكسالي شده بودند بطوري كه اين شاخص اين امكان را به ايالتهاي خسارت داده ميداد كه به منظور جبران وتخفيف اثرات خشكسالي از دفتر اداره بازسازي كمكهاي مالي دريافت كنند.
شاخص خشكسالي احيائي در سطح حوضه يك رودخانه محاسبه شده است واجزاي ذخيره آب مثل بارش، پوشش برف وجريانات سطحي ومخازن ذخيره آب را شامل ميشود اين شاخص از شاخص شدت خشكسالي پالمر متفاوت مي باشد زيرا ساختار اين شاخص براساس دما استوار ميباشد .شاخص خشكسالي احيائي براي هر ناحيه اي قابل اجرا مي باشد ودرجه توانائي اين شاخص در حدي است كه ميتواند هم فاكتورهاي ذخيره آب وهم فاكتورهاي اقليمي را به حساب آورد.
يكي از نكات ضعف اين شاخص اين است كه چون اين شاخص براي حوضه هر رودخانه منحصربفرد ميباشد مقايسه بين حوضه ها توسط آن ممكن نميباشد.
7-شاخص بارش مؤثر:
شاخص بارش مؤثر جديدترين شاخص بررسي وارزيابي خشكسالي مي باشد كه در سالهاي اخير به منظور بهبود كنترل خشكسالي وحل مسائل ونقاط ضعف متداول در شاخصهائي كه تا كنون بررسي كرديم ،برنامه ريزي وطراحي شده است.
همانطوري كه آشكار است شاخص شدت خشكسالي پالمر هنوز هم بيشترين استفاده را نسبت به ساير شاخصها داشته وپيشرفت بيشتري كرده واز آنجائيكه بارشهاي جوي در واقع مهمترين متغييري است كه تغييرات آن مي توان بطور مستقيم وغيرمستقيم تغييرات رطوبت خاك ،جريانهاي سطحي ومخازن زيرزميني وغيره را تحت تأثير قرار دهد بنابراين مهمترين فاكتوري است كه در هر مطالعه خشكسالي مد نظر مي باشد .
برگرفته از سايت : http://lorestanmet.ir
حمید رضا تلگردی
خبرنگار : حميدرضا تلگردي
تائيد کننده : کد 16
تاريخ ايجاد : 18 ارديبهشت 1387 ساعت 13:03
کد مطلب : 3509